محمد مهدى ملايرى
43
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
برخى از آنها از راه تفنن يا رعايت تناسب به گونهاى از نوشتههاى غير عادى همچون منشورها يا كتيبهها و مانند آنها اختصاص يافتند . پيش از اسلام هم همين تفنن به گونهاى ديگر از سوى دبيران در خط پارسى به عمل آمده بود و در آن دوران هم در ديوان براى نوشتن بعضى از اسناد يا نوشتهها و خارج از ديوان براى نوشتن كتيبهها و طرازها خط خاصى را به كار مىبردهاند ، با اين تفاوت كه بعضى از آن خطها چنانكه از وصف آنها در مآخذ تاريخى برمىآيد گذشته از شكل و صورت در تعداد حروف و حركات هم با هم تفاوت داشتهاند . اين توضيح براى بيان اين مطلب است كه از تعداد خطها در آن دوران نبايد چنين فهميد كه همهء آنها خطهايى بودهاند بيگانه با يكديگر و منشعب از اصولى به كلى جدا از هم . بلكه بايد آنها يا دستكم بيشتر آنها را صورتهاى مختلفى از اصل واحدى پنداشت كه با گذشت زمان و در اثر تفنن دبيران و خطنويسان دگرگونيهايى در اشكال آنان روىداده يا برحسب نياز و به حكم ضرورت حروف و حركاتى بر آنها افزوده يا احتمالا از آنها كاسته شده است . بحث دربارهء اينكه اين دگرگونيها چهگونه و به چه صورت و در چه مدت روى داده ، خارج از دايرهء آگاهيهاى زمان ما و در هر حال بيرون از حوصلهء اين مقال است . آنچه در اينجا مورد توجه است اين است كه آموختن اين خطها و كسب مهارت در خواندن همهء آنها يكى از مواد اصلى و اساسى بوده كه دبيران مىبايستى فراگيرند و اين امر در رديف بلاغت كه ركن ديگرى از اركان نويسندگى بوده قرار داشته و علت اين هم كه در شاهنامهء فردوسى از ميان همه چيزهايى كه دبيران ديوان مىبايستى بياموزند بلاغت و خط به نام ذكر شدهاند نيز همين بايد باشد . گفتهء ابن مقفع ابن نديم از گفتهء ابن مقفع هفتگونه خط فارسى را نام برده « 1 » كه وى يعنى ابن نديم پنجگونه از آنها را
--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 13 و 14 .